بودین تصدیقی روی جلد از فلسفه‌ی تفکیک می‌گوید، و نقشی که معماران در این بازی دارند -خطر اسپویل: هیچ. او اتفاقات اخیر دانشگاه علم و صنعت را بهانه‌ای برای بحث درباره‌ی فضا و جنسیت می‌کند و نقش ما را در این بازی بررسی می‌کند -اگر خبر ندارید خیلی خلاصه می‌گویم، وسط کتابخانه مانع گذاشته‌اند که دختر و پسر مختلط نشوند، برخی مخالفند عده‌ای هم گویا موافق. بودین نوشته‌اش را چنین به پایان می‌برد: «…».

پشت صفحه مریم عمارلو از شهری می‌نویسد که گویا به نیمی از جمعیت کشور پشت کرده است. سوراخ سمبه‌های تاریک، حمل و نقل معیوب، و پیچیدگی‌های بی‌جا شهر را جای ناامنی برای زنان کرده است. این اتفاق البته فقط شب‌ها رخ نمی‌دهد -گرچه شهر در شب به‌طور چشمگیری مردانه می‌شود- در طول روز هم بسیاری از زنان ترجیح می‌دهند با تاکسی یا ماشین شخصی جایی بروند تا پیاده، که خود بر سلامت آنها تاثیر می‌گذارد. بهرحال نمی‌توان انتظار داشت زنان همه‌ی کارهایی که مردان می‌کنند، را انجام دهند و از بخش کوچکی از امکانات شهری برخوردار باشند.

صفحه‌ی ششم
صفحه‌ی ششم
دست به دست کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *