این مطلب در شماره‌ی هفتم مجله‌ی صفحه منتشر شد. می‌توانید پی‌دی‌اف آن را از اینجا دانلود کنید.


معماری درمان‌گر

چطور بدن‌های عصرحجری‌ خود را در ساختمان‌های امروزی سالم نگه داریم؟

اگر مدتی در خانه بمانیم حوصله‌مان سر می‌رود و مریض می‌شویم. از این بدن‌ها انتظار دیگری هم نمی‌شود داشت. ما آدم‌ها دست‌کم دو و نیم میلیون سال گذشته را به دنبال حیوانات، میوه‌ها و گیاهان خوراکی دویده‌ایم. یعنی تا قبل از همین ده، بیست هزار سال پیش که به عقلمان رسید گیاهان را خودمان پرورش بدهیم و حیوانات را اهلی کنیم؛ کلا در یک جا آرام و قرار نداشتیم و اگر هم چیزی می‌ساختیم، پناهگاهی موقتی بود که قرار نبود زیاد دوام بیاورد. خدا را شکر الان دیگر خیلی مجبور نیستیم به دنبال غذا بدویم و حتی می‌توانیم با اسنپ‌فود و دیجی‌کالا همه‌چیز را دم در خانه‌مان تحویل بگیریم. ولی هر چقدر هم مدرن و پیشرفته به نظر برسیم، بدن‌های عصر حجری ما هنوز به این زندگی عادت نکرده‌اند.

 خانه‌هایمان هنوز با بدن‌های ما منطبق نیستند. باور کنید یا نکنید؛ بخش زیادی از دردها و مشکلات امروز ما به گردن طرح ساختمان‌ها و شهرمان است. البته ساختمان خانه‌مان،‌‌ همان‌طور که می‌تواند باعث کلی درد بی‌درمان شود؛ این قابلیت را هم دارد که از بیمار شدنمان پیشگیری کند یا حتی علاجِ دردهایمان باشد.

اگر بخواهیم خانه‌ای برای درمان دردهای انسان طراحی کنیم، باید اول شکل زندگی او و نیازهایش را بشناسیم. علمی به اسم روانشناسی تکاملی به ما کمک می‌کند بفهمیم در این چند میلیون سال به چه طرزی از زندگی‌ عادت کرده‌ایم. روانشناسی به اسم آبراهام مازلو توضیح داده که ما آدم‌ها چه نیازهای مشترکی داریم که به رفتارهایمان انگیزه و جهت می‌دهند. این بابا نشسته و با خودش کلی فکر کرده تا فهمیده خورد و خوراک، آشامیدن آب، نفس کشیدن و دفع کردن غذاها؛ نیازهای اولیه‌ای هستند که زیاد بدون آن‌ها دوام نمی‌آوریم. بعد از این‌ها داشتن سرپناه، خواب و سکس؛ و بعد هم احساس امنیت و  عشق و دوستی و چیزهای دیگر برایمان مهم می‌شوند. البته بعضی وقت‌ها هم خواسته‌هایی داریم که ممکن است به خاطرشان از یکی دو تا از این نیازها صرف نظر کنیم. حالا این‌ها چه ربطی به ساختمان خانه‌مان دارند؟

نکته این‌جاست که محیطی که در آن زندگی می‌کنیم باید امکان برطرف کردن نیازها و خواسته‌هایمان را فراهم کرده باشد، در غیر این صورت مریض می‌شویم. تصور کنید قرار است یک ماه در خانه‌ای زندگی کنید که دستشویی‌اش خراب است، پنچره‌ي درست و درمانی ندارد، جلوی بوی بد و سروصدای بیرون را هم نمی‌گیرد… متوجه منظورم می‌شوید؟ این‌ چیزها جلوی چشم هستند و بلافاصله متوجهشان می‌شویم؛ ولی چیزهایی هم هست که دیده نمی‌شوند و بعد از مدتی زندگی در خانه می‌بینیم گرفتار سردرد و سرگیجه‌ هستیم، خسته‌ایم، حتی مفصل‌هایمان درد گرفته یا چاق‌تر شده‌ایم! غیر از این‌‌ها ساختمان خانه خیلی راحت می‌تواند آدم را افسرده، عصبی یا منزوی کند که فعلا در این قسمت با آن‌ها کاری نداریم و فقط به سراغ بیماری‌های جسمی می‌رویم.

بخش بزرگی از بیماری‌هایی که دچارش می‌شویم؛ بهایی است که در ازای زندگی در شهر پرداخته‌ایم. مطالعه‌ی استخوان‌ آدم‌های چندهزارسال پیش نشان می‌دهد با شروع شهرنشینی، بیماری‌هایی مثل اسکوربوت یا کمبود ویتامین ث، راشیتیسم، نرمی استخوان، سندروم رایتِر[i] (که من هم مثل شما نمیدانم چه کوفتی است)، نقرس، روماتیسم ستون فقرات، عفونت، ورم و روماتیسم مفصلی، سل، فلج اطفال و جذام هم در آدم‌ها پیدا شد که تا قبل از آن، چندان خبری ازشان نبود.[ii] در یک کلام، شهرنشینی برای بدن‌های عصر حجری ما خیلی مضر است. چون همان‌طور که گفتیم آدم اصلا موجود یکجانشینی نیست و نیاز دارد مثل عشایر مرتب جایش را عوض کند. قدیم‌تر‌ها خانه‌هایمان از این نظر امتیازاتی داشت؛ حیاط داشت، چند جور اتاق و ایوان داشت و آدم‌ها در یک‌جای خانه بند نمی‌شدند و ظهر و شب، تابستان و زمستان، از این طرف به آن طرف خانه کوچ می‌کردند؛ ولی این خانه‌های تخت و بدون حیاطِ ما که اسمشان را آپارتمان گذاشته‌ایم، به کسی مجالِ حرکت نمی‌دهند. خانه‌ باید جوری باشد که آدم‌ را تشویق کند، تکانی به خودش بدهد و کمی بیشتر راه برود. طرح پله‌ها و مسیرهای دسترسی روی سلامتی استخوان‌ها و مفاصل‌ و وزنمان تاثیر مستقیم می‌گذارند. افسوس که پله‌های آپارتمان‌ها معمولا نه از بیرون و نه از داخل دیده نمی‌شوند، نوری نمی‌گیرند، دور یکنواختی می‌خورند و حوصله‌ی آدم را سر می‌برند و انگیزه‌ای برای بیرون رفتن در ما ایجاد نمی‌کنند. خب این‌جور ساختمان‌ها لیاقت برچسب ساختمان کم‌چرب را نخواهند داشت.

مشکل خانه‌هایمان فقط این نیست که ما را بی‌تحرک و وارفته می‌کنند. بیماری‌های مرتبط با ساختمان خیلی بیشتر از این حرف‌هاست. اگر مدتی در خانه بمانید ممکن است خدایی ناکرده به سندرم ساختمان مریض[iii] مبتلا شوید. مرضی که با سردرد، سرگیجه و حالت تهوع، سوزش و خارش چشم، بینی، گلو یا پوست، سرفه‌های خشک، عدم تمرکز یا احساس خستگی خودش را نشان می‌دهد. بله؛ خانه‌ی شما آن‌قدرها که به نظر می‌رسد بی‌آزار نیست. ذرات موکت‌، پرده‌ها و فرش‌های ماشینی، چوب‌های صنعتی، چسب‌هایی که لای خنزر پنزرها و پشت‌ کاغذدیواری‌ها قایم شده‌اند، گازهایی که از بخاری و شومینه و فر خارج می‌شوند، شوینده‌ها، لوازم آرایشی و بهداشتی، حشره‌کش‌ها و کلی موجود خطرناک دیگر در کمین نشسته‌اند؛ چیزهای تازه‌ای که هنوز بدن‌ ما باهاشان کنار نیامده است. ساختمان وظیفه دارد مثل یک ماشین با تهویه‌ی مناسب و مداوم این آلاینده‌ها را از محیط زندگی شما دور کند، با نور کافی و مناسب محیط را پاکیزه کند و جلوی سروصدا و آلودگی‌های بیرون خانه را هم بگیرد؛ ماشینِ زندگی حداقل انتظاری است که از ساختمان خانه داریم. مثلا بعضی از خانه‌های قدیمی بادگیرهایی داشتند که هوای صاف‌تر بالای سرشان را هورتی سَر می‌کشید، بعد هم با کمک حوض آب و گیاهان گرد و غبارش را می‌گرفت و هوای تازه را به اهل خانه پیشکش می‌کرد. طراحی درست مسیر تهویه و بازشوها می‌تواند بخشی از سلامتی‌مان را تضمین کند.

نمي‌دانم چرا هنوز برای ساختمان‌ها برچسب سلامت تهیه نمی‌کنند، برچسبی که به شما می‌گوید این ساختمان پر چرب است و شما را چاق‌تر خواهد کرد و آن‌یکی نیازهای اولیه‌ی شما را برطرف می‌کند ولی ممکن است آن‌جا کمی دیوانه‌ شوید.  امیدوارم روزی برسد که بر حسب میزان سلامتی خانه‌ها رویشان نرخ بگذارند. خانه‌ای که با دلسوزی از سلامتی جسم و روان شما مراقبت می‌کند، باید ارزش بیشتری هم داشته باشد. دور نیست که به این آرزو برسیم؛ فعلا باید آثار درمانی و مخرب ساختمان‌ها را بیشتر بشناسیم. در قسمت‌های بعدی این مسئله را بیشتر باز می‌کنیم. این روزها به ساختمان مرموزی که در آن زندگی می‌کنید نگاهی دوباره بیندازید و مراقب سلامتی خودتان باشید.


[i] Reiter’s Syndrome

[ii] نوشته‌ی Stone Age Cities را در سایت گاردین (The Guardian) بخوانید.

[iii] برای اطلاعات بیشتر Building Related Illnesses و Sick Building Syndrome را جستجو کنید.


منبع: صفحه‌ی هفتم


 

دست به دست کنید

2 Replies to “قسمت اول: ساختمان‌های کم‌چرب”

  1. سلام
    مطلب فوق العاده جالب و ریزبینانه‌ای بود از خوندنش خیلی لذت بردم…
    اما خب چاره چی میتونه باشه؟من خیلی میشنوم ک همه از دلتنگیشون برای خونه حیاط دار و بدی آپارتمان میگن…اما واقعا چکاری میشه کرد؟وقتی روز به روز مهاجرت از شهرهای مختلف به تهران داره بیشتر میشه با وجود جمعیت بالا و وضع اقتصادی خراب که نتیجه‌ش میشه افزایش قیمت همه چیز از جمله زمین و مصالح ساختمانی و نیروی کار و…در نتیجه قیمت فضایی تمام شده ساختمان(تازه نه ساختمون های معمارساز…همین ساختمونای پرچرب با پلانای شکل هم)؛ مردم عملا ب هیچ چیز غیر از همون نیازهای اولیه(که یه سرپناهی باشه ک فقط بشه توش زندگی کرد) اصلا فکر نمیکنن!
    یاد ترم های اولمون افتادم استادامون بهمون میگفتن تو کشورهای جهان سوم “معماری” اصلا به اون صورت دغدغه مردم نیست چون بدبختیای خیلی بزرگتری(!) دارن که پرداختن به اونها مهم تر باشه براشون…

    1. سلام

      اول اینکه ما باید معماری رو تعریف کنیم. به چه چیزی میگیم معماری؟ تعریف اون استاد از معماری فرق می‌کنه با تعریف بعضی‌های دیگه. در این مورد سعی کردم تاریخچه‌ای از اینکه چی معماری حساب میشه و چی معماری حساب نمیشه بنویسم (مطلب «معماری بدون معمار چیست؟» در شماره‌ی چهارم مجله‌ی دریچه http://shorturl.at/bhuCL ). به نظر من ولی معماری دغدغه‌ی همه‌ی جوامعه، چه جهان سومی چه اولی. اوّل چون مردم اساسا بهش نیاز دارن، دوم چون ما تعریفمون از معماری رو خیلی محدود کردیم. بنابراین تعریفمون از معماری مهمه اینجا. تعریفمون رو که تغییر بدیم، می‌تونیم معماری رو عرصه‌ی بزرگتری بدونیم و در این عرصه‌ی بزرگتر فعّالتر باشیم. مثلن از نظر خیلی‌ها آپارتمان‌های متوسط و پایین شهر معماری محسوب نمی‌شن. به نظر من میشن، این ماهاییم که خودمونو از اونا جدا کردیم. اگر اون رو هم معماری بدونیم، می‌تونیم تاثیر هم بزاریم روش، راهکار هم ارائه بدیم، معمارها و مردم رو از خونه‌هاشون آگاه‌تر کنیم، و الخ.
      به نظر من میشه کاری کرد و وظیفه‌ی ما معمارهاست که تا حدی این کارو انجام بدیم. اول در آگاه کردن مردم از مشکلاتشون، چیزی که معمارهای اوایل قرن بیستم مثل لوکوربوزیه تلاش می‌کردن انجام بدن، ولی بعدش رها شد. دوم در ارائه‌ی راه‌حل به این مشکلات. اگر متهم به افاده نشم : )) در مورد این مسئله هم اینجا چیزهایی نوشتم (http://safhehmag.com/architecture-is-not-just-art/)
      در نهایت ما می‌تونیم راهکار بدیم، همونطور که این ساختماون‌های مسئله‌ساز رو ساختیم، همونقدرم می‌تونیم تغییرشون بدیم و بهترشون کنیم. فقط باید بقیه رو از این قضیه آگاه‌تر کنیم، و بشینیم در نقش متخصص این مشکلات رو دوباره بررسی کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *