این مطلب در شماره‌ی نهم مجله‌ی صفحه منتشر شد. می‌توانید پی‌دی‌اف آن را از اینجا دانلود کنید.


تکیه‌های قاجاری چگونه جاهایی بودند؟

دورانی را تصور کنید که نه تلویزیون وجود داشت و نه هیچ کدام از رسانه‌های تصویری و ارتباطی امروز. دورانی که کمتر کسی سواد داشت و خواندنی‌ها هم فراوان و دردسترس نبود. دورانی که قصه‌ها کمیاب بودند و گوش‌ها اشتیاق بیشتری برای شنیدن ماجراهایی داشتند که لحظه‌ای آن‌ها را از زندگی روزمره جدا می‌کرد و به چشم دیدن ماجراهای داستان‌ها موهبت عظیمی به‌شمار می‌رفت. برای تصور چنین دورانی کافیست کمتر از دو قرن به عقب برگشت و زندگی ایرانیان را در دورۀ قاجاریه مجسم کرد؛ در این دوره یکی از معدود روایت‌هایی که مجال نمایش می‌یافت، واقعۀ عاشورا بود، پس تعزیه و نمایش‌های مذهبی بزرگترین فرصت برای دیدن اتفاقاتی متعلق به مکان و زمان دیگر بود، فرصتی برای تماشای جادوی نمایش.

تعزیه‌خوانی مهم‌ترین و پرمخاطب‌ترین نمایش در دورۀ قاجاریه بود که در همین دوران اوج گرفت و تا سال ۱۳۱۱ شمسی که ممنوع شد، جزو اصلی‌ترین رویدادهای اجتماعی هر سال بود. با در نظر گرفتن محدودیت‌های زندگی در دورۀ قاجاریه و حضور همه‌جانبه و پررنگ مذهب در امور ریز و درشت، محبوبیت چشمگیر تعزیه نزد عموم به هیچ‌وجه دور از انتظار نبود. تعزیه‌خوانی در ماه‌های محرم و صفر  در اکثر شهرها و روستاها برگزار می‌شد؛ اما به دلیل اشتیاقی وصف نشدنی مردم برای دیدن این نمایش‌ها محدود به همین دو ماه نمی‌شد و در بقیۀ ماه‌های سال هم نمایش‌های مذهبی و بعضا ملی برای تماشا وجود داشت، نمایش‌هایی مثل «عروسی رفتن حضرت زهرا(ع)» یا «عروسی قریش» و «عروسی بلقیس و سلیمان» و… اما این نمایش‌های مذهبی که عمومی بودند و هر کس می‌توانست برای تماشا بیاید در چه مکان‌هایی برگزار می‌شد؟

تکیه، مکان اصلی تعزیه‌خوانی بود که دو عنصر کالبدی اصلی داشت: سکوی نمایش و جایگاهی برای تماشای ناظرین. هر مکانی با فراهم کردن همین دو شرط می‌توانست به تکیه تبدیل شود و همین باعث می‌شد علاوه بر مکان‌هایی که صرفا برای تعزیه‌خوانی ساخته شده بودند و تکیۀ دائمی بودند، تعداد زیاد و البته نامعلومی تکیۀ موقت وجود داشته باشد. مثلا ناصرالدین شاه که چندان علاقه‌ای به ماندن در تهران، شهر دارالخلافه‌اش، نداشت، در ماه محرم هم لازم نبود به شهر برگردد و تعزیۀ شاهانه را در تکیه دولت برگزار کند بلکه فقط با برپا کردن یک چادر و سکو هر جا که بود، می‌توانست تکیۀ خودش را برپاکند.

این تکیه‌های موقتی فقط منحصر به شاه نبود، هر کسی به قدر وسعش در برپا کردن تکیه و فراهم کردن شرایط تعزیه‌خوانی تلاش می‌کرد. بعضی از اعیان و اشراف، در ماه محرم خانه‌‌هایشان را به تکیه تبدیل می‌کردند و با پوشاندن روی حوض وسط حیاط، سکوی نمایش را فراهم می‌کردند. دور تا دور حیاط، درون اتاق‌ها و ایوان‌ها و حتی روی بام جایگاه تماشاچیان می‌شد. اگر هم کسی به دیدن تعزیه در خانۀ اغنیا تمایلی نداشت، با مشکل حادی روبرو نبود، چون تقریبا در هر محله تعزیه‌خوانی برگزار می‌شد، در میدان‌ها و گذرگاه‌ها با فضای باز و کاروانسراها یا صحن امامزاده‌ها. تبدیل هر کدام از این مکان‌های به تکیه هم به شیوه‌های مختلفی بود؛ مثلا برای تبدیل میدان نزدیک بازارچۀ مروی به تکیه، به دیوارهای اطرافش پارچه و تخته می‌کوبیدند و چراغ آویزان می‌کردند و ایوان‌هایی چوبی هم برای تماشاچیان عالی‌رتبه می‌ساختند[1]. در کاروانسراهایی که تعزیه برگزار می‌شد، خبری از این ایوان‌های چوبی موقت نبود و حجره‌ها و بام محل قرارگرفتن تماشاچیان بود. چادرهایی هم که به عنوان تکیه برپا می‌شدند، بسته به وسع بانیانشان، تزئیناتی داشتند. در امامزاده‌ها هم تکیه با زدن سایبانی در صحن امامزاده شکل می‌گرفت که تکیۀ امامزاده سید اسماعیل یکی از همین تکیه‌ها بود.

به نظر می‌رسد زیاد بودن تعداد تکایا و فراوانی تعزیه‌خوانی باعث نمی‌شد که تعدادی از این تکیه‌ها خالی از جمعیت بمانند، درواقع بیشتر باعث می‌شد برنامۀ زندگی مردم در ماه محرم شلوغتر و فشرده‌تر شود تا جایی که بعضی روزها چندین تعزیه‌خوانی را پشت سر هم می‌دیدند. هر مراسم تعزیه‌خوانی هم زمان نسبتا زیادی می‌گرفت. پیش از شروع تعزیه، معمولا مراسم نوحه‌خوانی و عزاداری انجام می‌شد و  البته قبل از آن،  پیدا کردن جایی برای نشستن که گاهی به دعوا و حتی کتک‌کاری می‌انجامید[2]، خودش زمان زیادی می‌گرفت. در تکیه‌های دائمی معمولا مردم گرداگرد سکوی نمایش و روی زمین می‌نشستند و اشراف و اعیان هم در حجره‌های و غرفه‌های اطراف.

با شروع تعزیه‌خوانی، مردم همراه با نمایش مظلومیت‌ها و رنج‌های معصومین می‌گریستند و گاهی چنان احساس همدردی می‌کردند که بازیگران نقش‌های یزید و شمر را هدف ناسزا و حتی ضربات مشت و لگد قرار می‌دادند.[3] فقط ایرانیان آن زمان نبودند که این نمایش‌ها را واقعی می‌پنداشتند بلکه گاهی آنقدر طبیعی به نظر می‌رسیدند که حتی فرنگیان هم آن را باور می‌کردند، مثل خدمتکار سفیر پروس که وقتی در یکی از روزهای محرم از روی پشت‌بام، تعزیه خوانی در خانۀ همسایه را تماشا می‌کرد، با رسیدن نمایش به لحظۀ شهادت، سراسیمه نزد سفیر می‌دود و اظهار می‌کند که هم‌اکنون با چشم‌های خودش دیده‌است که در روز روشن و پیش چشم عدۀ زیادی از مردم، مرد قدیسی را سر بریده‌اند.[4]

تکیه‌ها علاوه بر این که مکانی برای نمایش مذهبی و عزاداری بودند، گروه‌ها و اقشار مختلف جامعه را در یک مکان جمع می‌کردند و فرصت‌هایی را برای تعامل اجتماعی فراهم می‌کردند که شاید در کمتر مکانی ممکن بود. حضور گسترده زنان در تکیه‌ها یکی از این موارد بود، زنانی که کمتر در فضاهای شهری دیده می‌شدند چنان پرشور و انبوه در تکیه‌ها و برای تماشای تعزیه حاضر می‌شدند که بعضی تعزیه را محض تماشای زنان می‌خوانند. علاوه بر این، گاهی تکیه به مکان دادخواهی و محلی برای رساندن عریضه و شکایت به شاه و بزرگان تبدیل می‌شد. آن چنان که در یکی از مراسم تعزیه‌خوانی پس از ورود شاه به تکیه دولت، زنی از جای خود بلند شد و یک قداره با یک عرض‌حال به سوی شاه دراز کرد، عملی نمادین و استعاری بدین مفهوم که کسی از بستگانش بدون محاکمه زندانی است و شاه اگر قداره را انتخاب کند، داوری انجام خواهد شد و اگر عرض‌حال را انتخاب کند، آن فرد بخشیده خواهد شد[5].

تکیه‌ها جایگاه ویژه‌ای در زندگی اجتماعی دورۀ قاجاریه داشتند، مکانی که شاید تصورش امروزه برای ما سخت و عجیب باشد. جایی که مردم می‌توانستند در مرتبۀ اول عملی عبادی انجام دهند و با رضایت ناشی از کسب ثواب اخروی به تماشای نمایش بدهند و همزمان سرگرم شوند، با شربت و چای و گاهی غذا پذیرایی شوند، با مردم دیگر تعامل کنند، دادخواهی و حتی ماجراجویی کنند. تکیه‌ها چندین و چند نقش را در زندگی اجتماعی برعهده داشتند اما با ممنوع شدن تعزیه‌خوانی ناگهان خاموش شدند؛ بعضی مثل تکیه دولت خراب شدند، بعضی تغییر کاربری دادند و بعضی‌هایشان هم به حاشیه رفتند و وقتی هم که ممنوعیت‌ها برطرف شد، دیگر به دوران پررونق گذشته‌شان برنگشتند.


پی‌نوشت‌ها:

[1] بروگش، سفری به دربار سلطان صاحبقران، ج۱، ص۲۶۵.

[2] لیدی شیل، خاطرات لیدی شیل، ۶۹.

[3] لیدی شیل، همان، ص۶۷.

[4] بروگش، در سرزمین آفتاب، ص ۱۰۷.

[5] اورسل، سفرنامۀ قفقاز و ایران، ۳۴۰


منبع: صفحه‌ی هشتم

دست به دست کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *